تبليغاتX
داستان عشق

داستان عشق

زمانی دراز نگرانیم که چگونه زنده بمانیم، بعد خود را دل مشغول چگونه مردن می کنیم

10109498.jpg

کشتی در طوفان شکست و غرق شد. فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره کوچک بی آب و علفی شنا کند و نجات یابند.

دو نجات یافته دیدیند هیچ نمی توانند بکنند، با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم.

بنابراین دست به دعا شدند و برای اینکه ببینند دعای کدام بهتر مستجاب میشود هر کدام به گوشه ای از جزیره رفتند.

نخست از خدا غذا خواستند . فردا مرد اول، درختی یافت با میوه ای بر آن. آنرا خورد. اما مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت.

هفته بعد، مرد از خدا همسر وهمدم خواست. فردا کشتی دیگری غرق شد زنی نجات یافت و به مرد رسید. در سمت دیگر مرد دوم هیچ کس را نداشت.

مرد اول از خدا خانه، لباس و غذای بیشتری خواست. فردا به صورت معجزه آسایی تمام چیزهایی که خواسته بود به او رسید. مرد دوم هنوز هیچ نداشت.

دست آخر مرد اول از خدا کشتی خواست تا او همسرش را با خود ببرد. فردا کشتی ای آمد و در سمت دیگر او لنگر انداخت. مرد خواست به همراه همسرش از جزیره برود و مرد دوم را همان جا رها کند. پیش خود گفت: مرد دوم حتما شایستگی  نعمت های الهی را ندارد، چرا که درخواستهای او پاسخ داده نشد، پس بهتر است همین جا بماند.

زمان حرکت کشتی، ندایی از آسمان پرسید: چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی؟

مرد پاسخ داد: این نعمت هایی که بدست آورده ام همه از آن خودم است، همه را خود درخواست کرده ام. درخواست های او پذیرفته نشد، پس لیاقت این چیزها را ندارد.

ندا مرد را سرزنش کرد: اشتباه می کنی. زمانی که خواست های او را اجابت کردم این نعمتها به تو رسید. مرد با حیرت پرسید: از تو خواست که باید مدیون او باشم؟

ندا پاسخ داد: از من خواست تمام خواسته های تو را اجابت کنم!

 

باید بدانیم که نعمت هایمان حاصل درخواستهای تنها خودمان نیست، اکثر اوقات نتیجه دعای دیگران برای ماست.

+ نوشته شده در یکشنبه 26 خرداد1387ساعت 20:1 توسط شازده کوچولو |


465583jg4x4zgygd.gif465583jg4x4zgygd.gif465583jg4x4zgygd.gif465583jg4x4zgygd.gif465583jg4x4zgygd.gif465583jg4x4zgygd.gif465583jg4x4zgygd.gif

 

در کویر تشنه ی عشق من آبی ترین ستاره ام را به تماشا نشسته ام
دیگر نمی خواهم جسدی را که در سردخانه ی قلبم به یادگار نگاه داشته ام با خود حمل کنم
هر کجا که میروم یاد و خاطره اش آزارم میدهد عذاب می کشم
هزاران بار خواسته ام اورا در
گورستان ابدی دفن کنم اما......................
ولی هر بار که نگاهم به او می افتد ناقوس دلم برمی آورد که
دست نگه دار.........
عقلم به من راه سلامت را می نمایاند اما دلم از روی آتش می گذرد و مرا می سوزاند
همیشه اوست که در من حرف آخر را می زند
و من
به حکم او در اتش جهنم عشق
خاکستر می شوم......

 

135916dgtf468er4.gif

 

 

882724bk6psgnrkm.jpg

 

گورستان عشق قدم میزدم خیلی تعجب کردم تا چشم کار می کرد قبر بود . پیش خودم گفتم یعنی این قدر قلب شکسته وجود داره ؟؟ همین طور که می رفتم متوجه یک دل شدم انگار تازه خاک شده بود . جلو رفتم و دیدم روی سنگ قبر چند تا برگ افتاده کنار قبر نشستم و براش دعا کردم وقتی برگ ها را کنار زدم دیدم .... اون دل همون کسی بود که باعث شده بود دل من خیلی پیش ها بمیره .

 

+ نوشته شده در دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 15:9 توسط شازده کوچولو |


دائما به شوهرتان بگویید : ولی خودمونیم ها ، تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !

 

. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید : اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !

 

. هروقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید ، بگویید : اِ ، باغچه همسایه چه گلهای قشنگی داره ! چرا کندیشون ؟!

 

. هر وقت شوهرتان برای شما حرفای عشقولانه زد ، به طرز فجیعی از ته حلق بگویید : هوووووووووووووووووق !

 

. هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ، به او محل نگذارید و بروید توی اتاقتان روزنامه بخوانید !

 

هر وقت دیدید شوهرتان مشغول تماشای مسابقه فوتبال می باشد ، به بهانه تماشای عمو پورنگ ، سریع کانال را عوض نمایید !

 

دائماً در حضور شوهرتان ، از عرضه و توانایی های مردان دیگر تعریف کنید !

 

برای تولد شوهرتان ، مسواک وخمیر دندان کادو بگیرید و بگویید که عزیزم امیدوارم صد سال زنده باشی و دیگه هیچوقت دهنت بوی گند نده !

 

اگه شوهرتان با کلی قرض و قوله و وام گرفتن ، برای کادوی تولدتان یک عدد پژو 206 آلبالویی خرید ، با دلخوری بگویید : اگه با خواستگار قبلیم ازدواج می کردم حتما برام یه ماکسیما می خرید !

 

هر وقت دیدید که شوهرتان با خیال راحت خوابیده است ، برای ضد حال زدن به او بگویید : عزیزم میدونی اگه الان مهریم رو مطالبه کنم باید بری گوشه زندان بخوابی ؟!

 

هر 5 دقیقه یکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنید و بگویید : عزیزم فقط می خواستم مطمئن بشم که تلفنت مشغول نیست و حواست جمع کارته !

 

هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگویید : عزیزم ، انگار همین چند سال پیش بود که در یک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !

 

از همسرتان معنای عشق را بپرسید و بعد از اینکه 2 ساعت عشق را تفسیر کرد و برایتان داستان های عشقی تعریف کرد ، به او بگویید : ابله ! عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !

 

هر وقت ، شوهرتان رازی را برایتان گفت و از شما خواست که پیش خودتان بماند و به کسی نگویید ، سعی کنید ، کسی از دوستان ، فامیل و همسایه ها نماند که این راز به گوشش نرسد !

 

و هر وقت به دلیل عمل به توصیه های بالا ، شوهرتان تصمیم به طلاق دادن شما گرفت با چشمانی پر از اشک به او بگویید : منو ببخش عزیزم. و بعد از اینکه کاملا خر شد ، عمل به توصیه های بالا را از نو تکرار نمایید !!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 19:45 توسط شازده کوچولو |


متن سخنرانی محمد زضا شاه در ارامگاه کوروش کبیر

خطابه محمد رضا شاه پهلوی

در مقابل آرامگاه ابدی آورش بزرگ

پاسارگاد20 مهر ماه 2540

كورش !

شاه بزرگ،

شاه شاهان،

شاه هخامنشی،

شاه ایران زمین،

از جانب من، شاهنشاه ایران،

و از جانب ملت من،

بر تو درود باد.

در این لحظة پرشكوه تاریخ ایران، من و همه ایرانیان، همه فرزندان این شاهنشاهی

كهن كه دوهزار و پانصد سال پیش بدست تو بنیاد نهاده شد، در برابر آرامگاه تو سر

ستایش فرود می آوریم و خاطرة فراموش نشدنی تو را پاس میداریم

همة ما در این هنگام كه ایران نو با افتخارات كهن پیمانی تازه می بندد، ترا بنام

قهرمان جاودان تاریخ ایران، به نام بنیانگذار كهنسال ترین شاهنشاهی جهان، به نام

آزادی بخش بزرگ تاریخ، به نام فرزند شایستة بشریت، درود میفرستیم.

كورش!

ما امروز در برابر آرامگاه ابدی تو گرد آمده ایم تا بتو بگوئیم:

آسوده بخواب كه ما بیداریم،

و برای نگاهبانی میراث پرافتخار تو همواره بیدار خواهیم بود.

سوگند یاد میكنیم كه آن پرچمی را كه تو دوهزار و پانصد سال پیش برافراشتی

همچنان افراشته و در اهتزاز نگاه خواهیم داشت.

سوگند یاد میكنیم كه بزرگی و سربلندی این سرزمین را بعنوان ودیعه ای مقدس كه

گذشتگان ما به ما سپرده اند با اراده ای پولادین حفظ خواهیم كرد، و این كشور را

سربلندتر و پیروزتر از همیشه به آیندگان خویش خواهیم سپرد.

سوگند یاد میكنیم كه سنت بشر دوستی و نیك اندیشی را كه تو اساس شاهنشاهی

ایران قرار دادی، همواره پاس خواهیم داشت و همچنان برای مردم جهان پیام آور

دوستی و حقیقت خواهیم بود.

در این بیست و پنج قرن، كشور تو و كشور من، شاهد سهمگین ترین حوادثی شد

كه در تاریخ جهان برای ملتی روی داده است، و با اینهمه هرگز این ملت در برابر

دشواریهای گران سر تسلیم فرود نیاورد.

در طول دوهزار و پانصد سال، هر وجب از خاك این مرز و بوم با خون دلیران و

جانبازان ایران زمین آبیاری شد، تا ایران همچنان زنده و سربلند بماند، بسیار كسان

بدین سرزمین روی آوردند تا آن را از پای در آورند، اما همة آنان رفتند و ایران بر

جای ماند و در همة این مدت، علیرغم تیرگیها، این سرزمین فروغ جاودان همچنان

تجلی گاه اخلاق و كانون ابدی اندیشه باقی ماند. اكنون ما در اینجا گرد آمده ایم تا

با سربلندی به تو بگوئیم كه :

پس از گذشت بیست و پنج قرن، امروز نیز مانند دوران پر افتخار تو، نام ایران در

سراسر گیتی با احترام و ستایش بسیار در آمیخته است.

امروز نیز همانند عصر تو، ایران در صحنة پر آشوب جهان پیام آور آزادگی و بشر

دوستی و پاسدار والاترین آرمانهای انسانی است.

مشعلی كه تو بر افروختی و در طول دو هزار و پانصد سال هرگز در برابر

تندبادهای حوادث خاموش نشد، امروز نیز فروزان تر و تابناك تر از همیشه در این

سرزمین نورافشان است، و فروغ آن همچون دوران تو، از مرزهای ایران زمین

بسیار فراتر رفته است.

كورش !

شاه بزرگ،

شاه شاهان،

آزادمرد آزادمردان و قهرمان تاریخ ایران و جهان،

آسوده بخواب، زیرا كه ما بیداریم و همواره بیدار خواهیم بود.

محمد زضا هر چه که بود دوست دار تاریخ و فرهنگ ایران بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 20:33 توسط شازده کوچولو |


گلی از شاخه اگر می چینیم

برگ برگش نکنیم

و به بادش ندهیم

لا اقل لای کتاب دلمان بگذاریم

وشبی چند از آن را

هی بخوانیم و ببوییم

و معطر بشویم
.
.
.

آدم بزرگ میشه. عوض میشه. حرفهای بیشتری یاد میگیره. چیزای زیادتری می فهمه و با شخصیت های جدیدی آشنا میشه.
آدم بهتره هر روز خدا رو شکر کنه به اونایی که دوستشون داره اینو بگه و دوستاشو یاد کنه... دوستای خوب همیشه برای آدم می مونن!



راز عشق در این است که به عشق احترام بگذارید زیرا عشق هدیه خدواند یکتاست -*-*-*-*

راز عشق در این است که به یکدیگر سخت نگیرید.عشق که آزادانه هدیه نشود ، اسارت است-*-*-*-*

10 تا شاخه گل رو بگیر جلو آینه حالا بشمر دیدی 11 تان آخه خودتم گلی-*-*-*-*

زبان معرف شخصیت انسان است ،حضرت علی (ع) فرمود:"تکلموا تعرفوا" تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد.-*-*-*-*

حضرت علی (ع) فرمود:زبان عضوی است کوچک اما جرائم و گناهانش بزرگ است .-*-*-*-*

حضرت علی (علیه السلام)

(( صاحب السوء قطعه من النار ))

رفیق بد ، پاره ای از آتش است
-*-*-*-*
اگر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است..... اگر دنیای ما دنیای درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است...... اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است...
-*-*-*-*
دوست داشتن دوستی و عشق را به وجود می آورد. در این هیچ تردیدی نیست. با كلید دوست داشتن می توان درهای بسته بسیاری را گشود و به قلب های فراوانی نفوذ كرد.
-*-*-*-*
سوسكه از دیوار بالا میرفت مادرش میگفت : قربون دست و پای بلوریت !
-*-*-*-*
عاشقان را همه گر آب برد --- خوبرویان همه را خواب برد .
-*-*-*-*
یكی چهارشنبه پول پیدا میكنه یكی گم میكنه !
-*-*-*-*
آدم زنده، زندگی میخواد !
-*-*-*-*
آرزو بر جوانان عیب نیست !

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 20:30 توسط شازده کوچولو |


عصری است غریب و آسمان دلگیر است ، افسوس برای دل سپردن دیر است ، هر بار بهانه ای گرفتیم و گذشت ، عیب از من و توست ، عشق بی تقصیر است .

 

شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟
 گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی...
سوخت پروانه ولی خوب جوابش را داد
 
گفت طولی نکشد نیز تو خاموش شوی.
 
 
 
این جوریه دیگه: اگه گریه کنی میگن کم آوردی ، اگه بخندی
 
میگن دیوونست ، اگه دل ببندی تنهات میزارن ، اگه عاشق بشی
 
دلتو میشکنن ، با این حال باید لحظه ای را گریست ، دمی را
 
خندید ، ساعتی را دل بست و عمری عاشقانه زیست
 
 

+ نوشته شده در سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 19:24 توسط شازده کوچولو |


عشق یا شهوت چگونه می توان عشق حقیقی را تشخیص داد؟ شما از طریق اینترنت با کسی آشنا می شوید، هر روزی که سپری میشود خاطره های شما بیشتر و بیشتر شده و نسبت به هم علاقمند می شوید. اما چگونه می توانید تشخیص دهید که آیا واقعا عاشق شده اید یا رابطه شما تنها به دلیل یک جاذبه موقتی است؟ یک انسان در طول زنـدگی خـود به طور میانگین حداقل 4 مـرتبه عـاشق مـیشود. اما آیا واقعا هر 4 مرتبه، عشق اوحقیقی است؟ ما در این قسمت علائم مربوط به عشق، احترام و ارتباط را بـاشما در میان مـی گـذاریـم تـا قـادر به تصمیم گیری باشید و تشخیص دهید که آیا فردی که با او قرار ملاقات می گذارید شخص مورد نظر شما هست یا خیر. 1- ارتباط وجود صداقت در رابطه جزء ضروریات به شمار می رود، همچنین پیش از آنکه به کسی تعهد بدهید باید سعی کنید که در ابتدا او را به خوبی بشناسید. شما تا چه حد یکدیگر را می شناسید؟ آیا فقط در مورد مسائل جنسی با یکدیگر صحبت می کنید؟ نقاط قوت: * شما در مورد تمام مسائل زندگی از قبیل مال و ثروت، فرزند، چیزهایی که از آن وحشت دارید و آرزوهایتان با یکدیگر صحبت می کنید. * شاید با هم بحث کنید، اما در آخر به مصالحه دست پیدا می کنید. * در مورد احساساتتان با یکدیگر صادق و روراست هستید. نقاط ضعف : * شما تنها رنگ مورد علاقه و نام مجله ای را که او می خواند، می دانید و از طرح سوالات عمیق تر پرهیز می کنید زیرا تصور می کنید که او جواب شما را نخواهد داد و یا می ترسید که پاسخ او مطابق میل شما نباشد. * کمتر اتفاق می افتد که احساساتتان را با یکدیگر در میان بگذارید به همین دلیل پس از گذشت مدت زمان کوتاهی هر دوی شما اظهار نا امیدی کرده و رفته رفته تنفر و رنجش جایگزین مهر و محبت می شود. * هیچ یک از شما حاضر به بخشیدن دیگری نیست. 2- عشق یک رابطه سالم و یا ازدواج بدون وجود عشق برای مدت زمان زیادی دوام ندارد. آیا رابطه شما بر اساس عشق و علاقه بنا نهاده شده است یا اینکه فقط خودتان را به بازی گرفته اید؟ نقاط قوت : * در زمان بروز هر نوع بحرانی، بدون توجه به نتیجه کار، در کنار هم می ایستید. * از خود گذشتگی نشان می دهید تا بتوانید طرف مقابل خود را شاد کنید. * صادق و راستگو هستید و چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنید. * از نظر عاطفی، جسمی، روحی و ذهنی با یکدیگر همخوانی دارید. * جدا از بحث عاشقی، دوست های خوبی نیز برای یکدیگر هستید. نقاط ضعف : * در زمان بروز مشکلات هر کس راه خودش را پیش می گیرد. * شریک شما غیر قابل اطمینان است و نسبت به جنس مخالف خود نظر دارد. * تا زمانیکه نتوانید حقیقت را پیدا کنید او به شما دروغ می گوید. * سازگاری عاطفی و جسمی و روحی ناچیزی بین شما دو نفر وجود دارد. * در شرایط مختلف نسبت به شما وفادار نیست. 3- احترام رابطه عاطفی بر اساس رفاقت، احترام و پذیرفتن یکدیگر بنا نهاده می شود. زمانیکه احترامی وجود نداشته باشد، شک و بد گمانی جایگزین اعتماد و احترام شده و به مرور زمان تنفر و بیزاری به تارو پود رابطه شما نفوذ پیدا می کنند. نقاط قوت: * شما از عیوب شریک خود آگاه هستید و برخی از اشتباهات را قبول می کنید. * علایق شخصی و هویت اصلی یکدیگر را تشویق و حمایت می کنید. * برای گوش کردن به نقطه نظرات یکدیگر وقت می گذارید. نقاط ضعف : * در مقابل دیگران از هم انتقاد می کنید . * شریکتان به شما اجازه نمی دهد که بر اساس علایق شخصی تان عمل کنید و همیشه کلیه رفتارهای شما را زیر نظر دارد. * شما دائما بر روی معیارهایی که از یکدیگر انتظار دارید مشاجره می کنید. * شما نمی توانید اشتباهات یکدیگر را ببخشید یا/و فراموش کنید. از نوع ارتباط خود آگاه باشید و برخورد معقولی از خود نشان دهید. اگر نمی توانید آنرا پرورش دهید پس شاید زمان ترک آن فرارسیده باشد. اما اگر احساس می کنید که رابطه شما محکم و پا بر جاست، می توانید با کمک گرفتن از عشق دو طرفه، احترام و ارتباط آنرا مستحکم تر نمایید

+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 22:19 توسط شازده کوچولو |


من چرا دل به تو دادم که دلم میشکنی یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست تا نگویند رقیبان که تو منظور منی دیگران چون بروند از نظر از دل بروند تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

شعر از استاد سخن :سعدی

 

 کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

 

من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو به دو چیز اعتماد دارم یکی خدا و دیگری تو من در این دنیا دو جیز می خواهم یکی تو و دیگری خوشبختی تو

 

 چنين گفت زرتشت........ عاشق عاشق شدن باش ودوست داشتن را دوس بدار ازتنفر متنفر باش به مهرباني مهربورز با آشتي آشتي كن وازجدايي جداباش

 

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود

+ نوشته شده در شنبه 24 فروردین1387ساعت 21:16 توسط شازده کوچولو |


یادم باشد : حرفی نزنم که دلی بلرزد و خطی ننویسم که کسی را آزار دهد ،
یادم باشد : که روز و روزگار خوش است و تنها دل من ،دل نیست ،
یادم باشد : جواب کینه را با کمتر از مهر و جواب دو رنگی را با کمتر از صداقت ندهم ،
یادم باشد : باید در برابر فریاد ها سکوت کنم و برای سیاهی ها نور بپاشم ،
یادم باشد : از چشمه ، درس خروش بگیرم و از آسمان ، درس پاک زیستن،
یادم باشد سنگ خیلی تنهاست، باید با او هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند ،
یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام نه برای تکرار اشتباهات گذشته !
یادم باشد هر گاه ارزش زندگی یادم رفت در چشمان حیوان بی زبانی که به سوی قربانگاه
می رود زل بزنم تا به مفهوم بودن پی ببرم ...
یادم باشد می توان با گوش سپردن به آواز شبانه دوره گردی که از سازش عشق می بارد به
اسرار عشق پی برد و زنده شد !
یادم باشد گره تنهایی و دلتنگی هر کسی فقط به دست خودش باز می شود ،
یادم باشد هیچگاه لرزیدن دلم را پنهان نکنم تا تنها نمانم ...
و یادمان باشد هیچگاه از راستی نترسیم

ویادمان باشد ......

+ نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 18:17 توسط شازده کوچولو |


یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان

 

هفت پند اشو زرتشت: گشاده دست و جاري باش و ياري كن مانند رود؛ بخشنده و مهربان باش مانند خورشيد؛ اگر كسي لغزشي كرد آن را بپوشان مانند شب؛ هنگامي كه خشمگين شدي خاموش باش مانند مرگ؛ فروتن باش و خودبين نباش مانند خاك؛ بخشش و گذشت داشته باش مانند دريا؛ اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش مانند آينه

 

هر وقت تو زندگي به يه در بزرگ که يه قفل بزرگ روش بود رسيدي ، نترس و نااميد نشو چون اگه قرار بود در باز نشه جاش يه ديوار مي گذاشتن

+ نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 17:45 توسط شازده کوچولو |


 شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد...چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟ دل من سخت شكست اما... هي

+ نوشته شده در چهارشنبه 14 فروردین1387ساعت 0:33 توسط شازده کوچولو |


 الان مدتيه گير كردم بين اين دو ضرب المثل، دارم هنگ ميكنم: بالاخره «جواب ابلهان خاموشي است» يا «سكوت علامت رضاست»؟؟؟؟

 

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه

 

در رفاقت با وفا بودن شرط مردانگي است / ورنه با يک استخوان صد سگ رفيقت مي شوند

 

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست گفتم كه كمي صبر كن و گوش به من كن گفتي بايد بروم حوصله اي نيست پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف رفتي تو و ديگر اثر از چلچله اي نيست گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله اي نيست رفتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله اي

 

4 لذت داشتن يه دوست خوب توي يه دنياي بد، مثل خوردن يه فنجون قهوه گرم زير برفه. درسته که هوا رو گرم نمي کنه، ولي آدمو دلگرم مي کنه.

 

 زندگي زيباست زشتي‌هاي آن تقصير ماست، در مسيرش هرچه نازيباست آن تدبير ماست! زندگي آب رواني است روان مي‌گذرد... آنچه تقدير من و توست همان مي‌گذرد

 

شبي از شبها تو به من گفتي كه شب باش: من كه شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود به اميدي كه تو فانوس شب من باشي

 

 من بي تو يک بوسه ي فراموش شده ام؛ يک شعر پر از غلط؛ يک پرنده ي بي آسمان؛ يک نسيم سرگردان؛ يک روياي نا تمام

 

 

منتظر ديدار تو هستم، سهل است بگويم که گرفتار تو هستم، من در پي اين حادثه غمخوار تو هستم، هر چند که دور از مني و من ز تو دورم، بر جان تو سوگند که دوستدار تو هستم

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 10 فروردین1387ساعت 14:59 توسط شازده کوچولو |